تبلیغات
بایــد گـفت .... - مبانی و مؤلفه های سبک زندگی اسلامی در اندیشه رهبر معظم انقلاب
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب

 
پیامبر اكرم(ص): بهترین شما نرمخوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

سبک زندگی

نگاه مقام معظم رهبری به مسئله سبك زندگی اسلامی مبتنی بر مبانی و اصولی خاص است كه بدون شناخت آن مبانی، نمی توان تصویری صحیح از دیدگاه ایشان ارائه نمود و به عمق دیدگاه های ایشان نسبت به سبك زندگی اسلامی پی برد. اگرچه پرداختن به تمام مبانی همچون غایت شناسی، معرفت شناسی، هستی شناسی، انسان شناسی و دین شناسی لازم است، اما برای پرهیز از طولانی شدن مطالب و نیز با توجه به واضح و مبرهن بودن مباحث غایت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی، تنها به بررسی برخی از مباحث مترتب بر دین شناسی و معرفت شناسی اشاره می شود.

الف) مبانی دین شناختی

مهمترین مبنا در میان مبانی سبك زندگی اسلامی، مبحث دین شناسی و تبیین ارتباط بین دین و سبك زندگی است. تحقق نظام اسلامی و هدایت و سرپرستی آن بر اساس نگاه خاصی به دین اسلام صورت گرفته است. بر اساس همین نگاه به دین، باید تحلیل موضوعات اجتماعی صورت پذیرد. بطوریکه رهبر انقلاب نیز معتقدند: «اسلام مورد نظر ما، همان اسلامی است كه امام عزیز در طول زندگی اش از آن دم زد و در ده سال درخشان آخر عمرش، با تمام وجود خود برای آن سرمایه گذاری كرد؛ اسلامی كه او به ما آموخت و در راه آن حركت كرد. همه باید بر گرد محور اسلام و خط امام، متحد و مهربان باشند و با یكدیگر همكاری كنند تا هیچ مشكلی بر سر راه ما باقی نماند».

اما پیش از ورود به مبانی دین شناختی سبك زندگی از دیدگاه مقام معظم رهبری، لازم است دیدگاه های مختلف پیرامون نسبت دین و سبك زندگی و جایگاه دیدگاه مقام معظم رهبری در میان این دیدگاه ها مشخص گردد.

-1  انکار نسبت دین و سبک زندگی

برخی رابطه دین و حیات اجتماعی را نفی می كنند و معتقدند كه اصولاً مقوله حیات و سرپرستی اجتماعی با مقوله دین بیگانه است و دین ارتباطی با مقوله حیات اجتماعی و تكامل معیشت نداشته و نیز نسبتی با الگوهای رفتاری و سبك های زندگی در مقیاس اجتماعی ندارد. این گروه، از حیات اجتماعی تفسیر خاصی داشته و از روابط انسانی با خود، طبیعت پیرامونی و خدا، دین را عهده دار روابط فرد با خدا دانسته، عقل معاش و رفتارهای عقلایی را به عنوان مبادی و منشأ علوم جدید، متكفل روابط دیگر می دانند. از نظر این دیدگاه که دکتر سروش یکی از مبلغان آن است، حتی اگر دین در گوشه ای از معیشت و حیات اجتماعی دخالت كند، آن دخالت عرضی بوده و جزو مقولات حقیقی دین به شمار نمی رود. به بیان دیگر، اگر دین در امور اجتماعی نظری داشت، این اظهارنظر بالعرض است و در واقع، از موضوعی سخن گفته كه از جنس خودش نیست. نگاه دیگر، اساساً ارتباط بین دیانت و سعادت را نیز منقطع دانسته و بر این باور است كه بشر برای رسیدن به سعادت، نیازمند دیانت نیست؛ چه اینكه در نگاه این دسته، سعادت، تنها سعادت در معیشت است كه آن هم با عقل جمعی و بشری قابل دستیابی است و به قانون و برنامه های وحیانی و الهی كه در لسان ما همان فقه است نیازی نیست. این نگاه، نگاه مادی گرایان و منكران اصل شریعت است. اما موضوع بحث ما اندیشمندان مسلمانی هستند كه اصل دین و شریعت را قبول دارند، اما ضرورت و نقش آفرینی آن را برای مقوله سعادت قبول نداشته، رابطه بین سعادت و معیشت را منقطع می دانند، در نتیجه، رابطه بین دین و حیات اجتماعی و بالتبع نسبت بین دین سبك زندگی و الگوهای رفتاری را منتفی می دانند. طرفداران این نظریه معتقدند كه دین و سعادت به هم گره خورده اند و مقوله سبك و شیوه زندگی و معیشت نیز درهم آمیخته اند و این هر دو یعنی «دین ـ سعادت» و «معیشت ـ سبك و شیوه زندگی» كاملاً دو حوزه مستقل دارند. سعادت به عهده دین و تكامل معیشت و ارائه سبك و شیوه زندگی بر عهده خرد آدمی است.

 -2  نسبت حداقلی بین دین و سبک زندگی

نظریه دیگر در زمینه نسبت دین و سبك زندگی، پذیرش نسبت حداقلی بین این دوست. طرفداران این نظریه، بین دین و سبك زندگی و الگوهای رفتاری، ارتباطی كلی در نظر می گیرند؛ یعنی معتقدند كه دین در كل با مقوله سبك زندگی و الگوهای رفتاری ارتباط دارد. آن ها اصل این ارتباط را می پذیرند، اما نقش دین را در شكل دهی به زندگی نمی پذیرند و معتقدند، دین فقط جنبه نظارتی دارد نه جنبه برنامه دهی و برنامه ریزی و ارائه روش زندگی، بلكه انسان با مدد از توانایی هایی كه خدا بدو عطا كرده، از جمله عقل، تجربه، حس و خردورزی و اندیشه هایش می تواند روش حیات اجتماعی و سبك زندگی را تدوین و معیشت خود را بر اساس آن اداره بكند. فقط در این مسیر ممكن است در مواردی راهكار و ی�� راهبرد انتخابی برای معیشت با سعادت معنوی و اخروی تعارض داشته باشد كه در این موارد دین نقش نظارتی خود را ایفا كرده و آن را تصحیح می كند. ارائه سبك زندگی و برنامه ریزی معیشت، تولید و برنامه ریزی خردمندانه مربوط به حوزه اندیشه و تجربه های بشری است. انسان ها با تكامل اندیشه ها و تجربه ها، راهبردهای جدید را به سوی تكامل معیشت و شیوه های بهتر زندگی، به دست می آورند و حتی گزینش می كنند.

 -3نسبت حداکثری دین و سبک زندگی

طیف سوم كسانی هستند كه نقش دین در هدایت و تكامل زندگی اجتماعی را نقشی فراگیر و مثبت می دانند و معتقدند، رسالت دین در حوزه معیشت، سرپرستی تكامل معیشت است و اصولاً، دین را شالوده اصلی اداره جوامع بشری می دانند. در اصطلاح، به این نظریه، نظریه حداكثری گویند. مقام معظم رهبری در زمره معتقدان به دین حداكثری قرار داشته و به مناسبات حداكثری بین دین و سبك زندگی اعتقاد دارند. گفتنی است نگاه حداكثری به دین بدان معنا نیست كه تمام جزئیات موردنیاز فرد و جامعه در این عصر بالفعل در اختیار است، بلكه به این معناست كه اولاً، منابع دین قابلیت لازم را در این زمینه دارد، و ثانیاً، كلیات و اصولی در دین موجود است كه می توان هر آنچه را موردنیاز است با تلاش، كوشش و با اجتهاد و رد فروع بر اصول به دست آورد.

 مقام معظم رهبری و نگاه حداکثری

از دیدگاه مقام معظم رهبری، از مهمترین ویژگی های خاص دین اسلام، خاتمیت و جامعیت است. اسلام دینی است برای تمامی انسان ها و تا انتهای تاریخ؛ یعنی برخوردار از ظرفیت هدایت همه انسان ها و جوامع در سطوحی والاتر از تصور هر انسان كاملی: «امروز همه بشر محتاج قرآن اند. اما ما مسلمانان اگر به قرآن عمل نكنیم، خسارت ما بیشتر از دیگران است؛ چون ما این نسخه و دستورالعلمل را داریم، تجربه تاریخی آن را هم داریم. بشریت در صدر اول به بركت عمل به قرآن در علم، در اخلاق، در عمل و در پیشرفت های گوناگون مادی و معنوی اوج پیدا كرد. قرآن همیشه زنده است. قرآن نیازهای انسان را مورد توجه قرار می دهد، قرآن در هر عصری می تواند بهترین نسخه سعادت انسان ها باشد». پاسخگویی به تمام نیازهای انسان اعم از الگوهای رفتاری و روش های زندگی در ساحات مختلف زندگی، سازماندهی امور فرهنگی و معنوی و مسائل اجتماعی و معیشتی همچون تنظیم روابط سیاسی و اقتصادی، در راستای رشد و اعتلای انسان و بستری برای بندگی تام و تمام او می باشد. در نگاه مقام معظم رهبری، دین نه تنها احكام و روابط فردی انسان با خدای متعال، بلكه اركان بنای زندگی فردی و اجتماعی بشر و الگوهای رفتاری موردنیاز این زندگی را در همه شئون نیز ارائه می دهد. در دیدگاه ایشان، گستره هدایتگری دین، گستره ای حداكثری است؛ یعنی دین متولی تكامل بشر در همه شئون فردی، اجتماعی، و كلیه نیازهای مادی و معنوی وی است. دین اسلامی نظامی است خواستار اجرای عدالت در همه امور اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجرای قوانین الهی برای سوق دادن جامعه به قرب الهی، پالایش اخلاقی، اعتقادی و رفتاری همه افراد جامعه و اعتدال و اعتلای همه ساحت های جامعه. به دیگر سخن، اسلام دینی كامل و بی ابهام و دارای طرح كلی و همه جانبه برای تمامی شئون حیات بشریت است. در واقع از نظر رهبر انقلاب برخاف پندار طرفداران دیدگاه های رقیب، اسلام نه تنها نسبت به حیات اجتماعی بی تفاوت نیست، بلكه اساساً جز در سایه دین اسلام نمی توان نظام اجتماعی بر پایه عدالت بنا نهاده، جامعه را به توسعه و تكامل رساند. این مهم از نظر ایشان آنگاه روشن می شود كه بدانیم دین اسلام اركان بنای نظام اجتماعی را به خوبی تبیین كرده است.

اما چگونگی بسامان شدن این نگاه حداكثری و رسیدن به مرحله عمل را می توان در مباحث روش شناختی و معرفت شناختی پی جست.

 -1دین و مهندسی دنیا و آخرت

 

مبنای نگرش حداكثری، مزرعه آخرت بودن دنیا و بسترسازی زندگی دنیوی برای سعادت اخروی در نظام معرفتی دینی است. به دیگر سخن، گستره زندگی انسان ابدی است و دنیا و آخرت، دو مقطع پیوسته زندگی انسان می باشند. بنابراین، نگرش تفكیك دنیا و سعادت اخروی از سعادت دنیوی، نگرشی غیرصحیح است و اینگونه نیست كه پرداختن به مسائل و مشكلات زندگی دنیوی، انسان را از آخرت بازدارد و یا بلعكس؛ بلكه اسلام تمام نیازهای معنوی و مادی را در یك مجموعه هماهنگ می بیند و برای تمامی آن ها برنامه و هدف دارد. معظم له نیز بر مبنای هستی شناسی شیعی خود به این مهم واقف بوده و در تمامی نگرش های خود اشراب نموده اند.

 -2توحید و مهندسی نظام سعادت

همانطور که رهبر انقلاب باور دارند: «بعثت نبی اكرم در درجه اول، دعوت به توحید بود. توحید صرفاً یك نظریه فلسفی و فكری نیست، بلكه یك روش زندگی برای انسان هاست؛ خدا را در زندگی خود حاكم كردن و دست قدرت های گوناگون را از زندگی بشر كوتاه نمودن. "لااله الا اللّه" كه پیام اصلی پیغمبر ما و همه پیغمبران است، به معنای این است كه در زندگی و در مسیر انسان و در انتخاب روش های زندگی، قدرت های طاغوتی و شیطان ها نباید دخالت كنند و زندگی انسان ها را دستخوش هوس ها و تمایات خود قرار دهند. اگر توحید با همان معنای واقعی كه اسلام آن را تفسیر كرد و همه پیغمبران، حامل آن پیام بودند، در زندگی جامعه مسلمان و بشری تحقق پیدا كند، بشر به سعادت حقیقی و رستگاری دنیوی و اخروی خواهد رسید و دنیای بشر هم آباد خواهد شد؛ دنیایی در خدمت تكامل و تعالی حقیقی انسان. دنیا در دید اسلام، مقدمه و گذرگاه آخرت است. اسلام دنیا را نفی نمی كند؛ تمتعات دنیوی را منفور نمی شمارد؛ انسان را با همه استعدادها و غرایز در صحنه زندگی، فعال می طلبد؛ اما همه اینها باید در خدمت تعالی و رفعت روح و بهجت معنوی انسانی قرار گیرد تا زندگی در همین دنیا هم شیرین شود. در چنین دنیایی، ظلم و جهل و درنده خویی نیست و این كار دشواری است و به مجاهدت احتیاج دارد و پیغمبر این جهاد را از روز اول آغاز كرد».

-3نگرش نظام وار اسلام و مهندسی نظام سعادت

از دیگر خصوصیات دین اسلام، نگرش نظام وار در طراحی برنامه سعادت آدمی می باشد. همانگونه كه در كلیات اشارتی شد، دین اسلام تفسیر دیگری از توسعه و تكامل جامعه به دست می دهد. در جامعه اسلامی همه شئون فردی و اجتماعی بر مبنای توحید سازماندهی می شود و كثرت های آن جامعه حول محور توحید به وحدت میرسند: «این مبنای توحید و اعتقاد به وحدانیت حضرت حق، در تمام شئون فردی و اجتماعی جامعه اسامی تأثیر می گذارد و جامعه را به صورت یك جامعه هماهنگ و مرتبط با یكدیگر و متصل برخوردار از وحدت (وحدت جهت، حركت و هدف) می سازد». بر این اساس است كه نظامی جامع بر مبنای آموزه های دینی طراحی می شود و تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی در تمامی شرایط سرپرستی می گردد. از این رو اسلام در مقابل نظام های مادی كه مدعی مدیریت همه جانبه زندگی بشریت هستند، خود طرحی جامع و كامل دارد. این نظام جامع باید از دین استنباط گردد و لازمه آن شكل گیری فقه حكومتی است كه امروز استنباط آن وظیفه اصلی حوزه های علمیه است. نقش دانشگاهها نیز در این میان نقش برجسته و درخوری است.

ب‌) مبانی معرفت شناختی

ابزار معرفت شناسی: تا آنجایی كه تاریخ توانسته گستره معرفت بشری را نشان دهد آدمیان از دیرباز معارف خود را از سه منبع كسب می كردهاند. حس و تجربه و به عنوان اولین معرفت كه سرچشمه معارف دیگر نیز تلقی می شود، مورد عنایت خاص بشر بوده است. پس از آن، بشر از عقل خدادادی خویش بعنوان ابزار كسب معرفت بهره می برد. حس و تجربه در این میدان صغریات عقلی را فراهم می آورد. پس از این دو، شهود و وحی دو منبع زلال معارف بوده اند. در طول تاریخ وقایع فراوانی این گستره را ضیق نموده و وقایع دیگری بر دامنه آن م افزوده است. شاید ضیق ترین زمانی كه بشر از حیث معرفتشناسی بدان گرفتار آمده، دوران مدرن و نیز پست مدرن بوده است. از منظر دینی، این چهار منبع در كنار هم و توأمان می توانند معارف حقیقی را برای بشر فراهم آورند. جایگاه هر كدام از اینها در اندیشه دینی مشخص و معین است. در فقه اسلامی نیز كه علم هنجاری و تجویزی است، هر سه منبع بخوبی و در كنار هم به ارائه هنجارها و صدور باید و نبایدها می پردازد. این نگاه با توجه به مبانی هستی شناسی و نیز دین شناختی گستره حضور و بروز دین را نمایان می سازند. فقه حكومتی كاملترین نسخه زمان عدم حضور معصوم است كه می تواند تماماً به صدور هنجارهای حیاتی زندگی سعادتمندانه بشر بپردازد.

 -1 فقه حکومتی

فقه حكومتی نگرشی كل نگر و ناظر بر تمام ابواب فقه است. در این نگاه، استنباط های فقهی باید براساس فقه اداره نظام اجتماعی انجام شود و تمامی ابواب فقه ناظر به امور اجتماع و اداره كشور باشد. از این رو، گستره ای كه در فقه حكومتی مورد بحث قرار می گیرد، تمامی ابواب و مسائل فقه خواهد بود؛ زیرا اجتماع و نظام اسلامی، شئون و زوایای مختلفی دارد؛ مباحثی در حوزه اقتصاد، فرهنگ، حقوق، سیاست، امور بین الملل و مسائلی از قبیل مسائل نظامی، انتظامی، خانواده، احوالات شخصیه و تمامی مسائل مربوط به زندگی بشری در مقوله مادی و معنوی، و دنیوی و اخروی كه فقیه می بایست همه آن مسائل را بنا بر رفع نیازهای اجتماع و نظام اسلامی مورد بررسی قرار دهد.

 

اما در مورد گستره فقه حکومتی نیز باید گفت طرح و نظام جامعی كه اسلام برای بشریت به ارمغان آورد، با استفاده از ساز و كار فقه حكومتی قابل استنباط و ارائه است. رهبر انقلاب در این باره می فرمایند: «روی آوردن به فقه حكومتی، و استخراج احكام الهی در همه شئون یك حكومت و نظر به همه احكام فقهی با نگرش حكومتی، یعنی ملاحظه تأثیر هر حكمی از احكام در تشكیل جامعه نمونه و حیات طیبه اسلامی، امروز یكی از واجبات اساسی در حوزه فقه اسامی است». این مهم نیز بر عهده حوزه و روحانیت قرار دارد. چنانکه معظم له تأکید دارند: «مسئولیت دفاع از حیثیت جهانی اسلام و تنظیم سیستم و نظامی كه لزوماً جوانب آن بر اساس اساام شكل بگیرد . . . اداره نظام و مردم و ساختن و پرداختن و جمع و جور كردن مجموعه زندگی انسان ها بر اساس اسلام، كار بسیار پیچیده، ظریف و دشواری است كه در این زمان بر دوش ما و علما در جامعه اسامی است». بر این اساس، فقه اسلامی باید اصول كلی حاكم بر جوانب مختلف زندگی انسان در زمینه های فردی و اجتماعی را ارائه كند و تنها به بیان احكام فردی اكتفا نكند. به عبارت دیگر، باید نسبت تأثیر ابعاد مختلف جامعه بر یكدیگر در شرایط مختلف جامعه را ملاحظه كرده، احكام آن ها را بیان كند. به تعبیر حوزوی، فقه حكومتی باید بتواند متناسب با شرایط مختلف ملی، منطقه ای و جهانی نظام موضوعات را شناسایی كرده و بالتبع، نظام احكام آن ها را ارائه دهد.  در این باره مقام معظم رهبری معتقدند: حوزه های علمیه باید فقه حكومتی را كه مشتمل بر همه جوانب و همه شرایط باشد ارائه دهند.

 -2نسبت فقه حکومتی و سبک زندگی

با توجه به تعریفی كه از سبك زندگی و نیز فقه حكومتی ارائه شد، نسبت این دو نیز روشن می گردد؛ به این بیان كه سبك زندگی، مجموعه ای از الگوهای رفتاری در حوزه های مختلف زندگی بشری است. از سوی دیگر، فقه مجموعه احكام عملی اسلام است كه وظیفه «ارائه طریق» در تمامی حوزه های زندگی بشری، اعم از حوزه های فردی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، حقوقی، تربیتی، عبادی و . . . را بر عهده دارد و با قدمت تاریخی خویش، گستره ای بس سترگ را شامل می شود. به بیان دیگر، فقه در میان معارف و تعالیم دینی دارای جایگاه ویژه ای است؛ چرا كه ترسیم كننده شیوه های زندگی در صحنه های گوناگون آن است، تبیین كننده مناسك و عبادت ها، معاملات، حلال و حرام، نظام ازدواج، میراث، چگونگی قضاوت و رفع خصومت ها و درگیری ها و غیر اینهاست و بطور خلاصه فقه راه و روش یگانه و برنامه دقیق برای زندگی فردی و اجتماعی مسلمان است. بنابراین، وظیفه مهم فقه آن است كه تمامی احكام و مقررات موردنیاز جامعه انسانی در تمامی جنبه ها را در هر عصر و زمانی، متناسب با مقتضیات زمانی و مكانی و نیازهای واقعی انسان، ارائه داده و به صحنه زندگی وارد نماید. بدیهی است فعالیت فقه در گستره ای این چنینی، و ارائه احكام و الگوهای رفتاری در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و . . . با رویكرد سنتی و فردی امكانپذیر نیست و ما نیازمند رویكرد اجتماعی و حكومتی هستیم.

 

مقصود از نگاه سنتی و فردی، نگاهی است كه فقه را دانش تنظیم ارتباط انسان با خدا می داند و حلال و حرام را به حوزه اعمال فردی انسان محدود می كند. در این نگاه، فرد دو روی دارد: رویی به خدا كه علم احكام سامان بخش آن است، و رویی به مردم و جامعه كه كار عقلای جامعه است. بر اساس این رویكرد، اهل نظر در هر جامعه ای با بهره گیری از فرآورده های دانش های اجتماعی، نظامات را شكل می بخشند و جامعه را نظام می دهند. با این نگاه، مدیریت جامعه و موضوع های بسیار مرتبط با زندگی بشر، از قلمرو دانش فقه بیرون است. اما در رویكرد حكومتی، افراد به جز هویت فردیشان، تشكیل دهنده یك هویت جمعی به نام «جامعه» نیز می باشند. به بیان دیگر، در این نگاه، فرد در درون امت، معنی پیدا كرده و در جمع و جامعه بالنده می شود. این هویت جمعی نیز موضوع احكامی است و فقیه باید دو نوع موضوع را بشناسد و احكام هر یك را روشن سازد؛ آنهم نه جدا از یكدیگر، بلكه این دو هویت جدایی ناپذیرند و تفكیك این دو، زمینه كشیده شدن به نگاه اول را فراهم می سازد. با پذیرش وجود و یا قابلیت وجود این رویكرد، زمینه برای طرح مسئله ای به نام «فقه حكومتی» در برابر «فقه فردی» معنا پیدا می كند. در این راستا رهبر انقلاب می فرمایند: «اگر كسی درباره احكام فقهی در دوره حاكمیت اسلام كار می كند، آن احكام را دو گونه می تواند مورد مطالعه و ماحظه قرار دهد: یك طور، احكام فقهی مربوط به اداره یك فرد، منهای اینكه این فرد در كجای عالم زندگی می كند؛ یك وقت هم، انسان همین حكم فقهی را به عنوان بخشی كوچك یا بزرگ از چگونگی اداره یك جامعه بررسی می كند . . . یك وقت به عنوان جزئی از مجموعه اداره كننده فرد و جامعه در حاكمیت اسلام مطرح می شود؛ یك وقت هم نه؛ مجرد از اسلام و فقط به عنوان حكم كه برای یك فرد مطرح است . . . اینها با هم متفاوت است؛ حتی در استنباط حكم فقهی هم تفاوت هایی به وجود می آید؛ حتی در مسئله طهارت و نجاست، حتی در مسائل شخصی». بر این اساس، زمانی می توانیم از نقش فقه در حوزه سبك زندگی و ارائه الگوهای رفتاری سخن به میان آوریم كه رویكرد حكومتی به فقه را نصب العین خود قرار داده باشیم. با این بیان، نقش و جایگاه فقه حكومتی در ارائه سبك زندگی و نسبت این دو با یكدیگر روشن می گردد.

جمع بندی

مسأله سبك زندگی یكی از دغدغه های دیرینه مقام معظم رهبری بوده است، به گونه ای كه ایشان از همان آغاز تصدی مقام رهبری نظام اسلامی و حتی پیشتر از آن، در مواقع و مواضع مختلفی، به این مهم پرداخته اند.

فقدان سبك زندگی اسلامی در مقیاس ملی و بین المللی، اضمحلال تمدن و سبك زندگی غربی، پیشرفت ایرانی ـ اسلامی، وصول به معنویت حقیقی و ایجاد تمدن اسلامی از جمله ضرورت های پرداختن به این موضوع در وضعیت ملی می باشد. جامعیت و نگاه حداكثری به دین نیز به مثابه ركن اساسی در حوزه مبانی دین شناختی سبك زندگی اسلامی می باشد. به لحاظ معرفت شناختی و ابزار تولید سبک زندگی نیز، فقه حكومتی به عنوان فقه تمدن ساز، در رأس قرار دارد. در نتیجه حوزه های علمیه و دانشگاه ها با تولید و ارائه فقه حكومتی و علوم انسانی اسلامی، می توانند در پروسه تولید سبك زندگی نقش مهمی را عهده دار شوند.




:: مرتبط با: رهبر , خانواده و ازدواج ,
:: برچسب‌ها: سبک , سبک زندگی , سبک زندگی رهبری , رهبری , مقوله , مقوله سبک زندگی و رهبر , سبک زندگی از دید رهبر ,
ن : مهدی منتظری
ت : 8 شهریور 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
موضوعات
کلیپ ها
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
روی عکس ها کلیک کنید