تبلیغات
بایــد گـفت .... - ماجرای درگیری مامور وهابی با استاد قرائتی در بقیع
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب

 
پیامبر اكرم(ص): بهترین شما نرمخوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی خودکار را گرفت و دوباره انداخت ﺯﻣﯿﻦ و گفت: ﯾﺎ الله! ﻗﻠﻢ ﺭا ﺑﻪ من ﺑﺪﻩ.

ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﺣﺴﻦ، حسین، ... ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ در حالی که ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ شده اند؟!آنگاه خودکاری را ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ زمین، ﻭ صدا زد: ﺍﯼ ﺣﺴﻦ! ﺍﯼ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ! ای ﺑﺎﻗﺮ! آن قلم را به من بدهید!

 

در یکی از سفرهای حج، مامور ﻭﻫﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻘﯿﻊ ﺑﻪ حجت الاسلام قرائتی ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﻓﺎﻃﻤﻪ، ﺣﺴﻦ، حسین، ... ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ در حالی که ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ شده اند؟!

آنگاه خودکاری را ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ زمین، ﻭ صدا زد: ﺍﯼ ﺣﺴﻦ! ﺍﯼ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ! ای ﺑﺎﻗﺮ! آن قلم را به من بدهید!

و بعد گفت: دیدی که پاسخ ندادند؛ ﭘﺲ ﺍینها ﻣﺮﺩه اند و ﻫﯿﭻ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭند!

 

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی خودکار را گرفت و دوباره انداخت ﺯﻣﯿﻦ و گفت: ﯾﺎ الله! ﻗﻠﻢ ﺭا ﺑﻪ من ﺑﺪﻩ.

و بعد رو به وهابی کرد و گفت: ﺩﯾﺪﯼ که ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺩ قلم را به من نداد. پس با منطق تو ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﺮﺩﻩ است؛ مگر ﻫﺮ که ﺯﻧﺪﻩ است ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻮﮐﺮ ﺗﻮ ﺑﺎشد؟




:: مرتبط با: علمای اسلام ,
:: برچسب‌ها: قرائتی , درگیری , بقیع , داستان , ماجرا , خاطره , درگیری قرائتی ,
ن : مهدی منتظری
ت : 10 شهریور 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
موضوعات
کلیپ ها
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
روی عکس ها کلیک کنید