تبلیغات
بایــد گـفت .... - ساده زیستی ازدواج در دهه ی نود
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب

 
پیامبر اكرم(ص): بهترین شما نرمخوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

کسی که معتاد وگرفتار تبلیغات رسانه ها شده باشد نمی تواند نیاز حقیقی خودش را تشخیص بدهد و ناخواسته گرفتار اسراف و تجمل گرایی می شود. رسانه ها برای فروختن کالای کارخانه ها مردم را دچار نیازهای وهمی و خیالی می کنند و برایشان ضرورت های ناخواسته می تراشند.

سلام خداوند بر شما    

 

لطفا ابتدا کتاب جوشکاری یک و دو را با دقت مطالعه کنید

 و بعد از آن به کاروان جوشکاری پیوسته و ما را همراهی کنید. متشکرم

 

 -------------------------------------------------------------------------

 

سلام جوابتون در مورد جهیزیه خیلى خوب بود.

حاج آقا ساده زیستی و دور بودن از چشم و هم چشمیهای رایج خیلی خوبه. ماخودمون به خاطر روحیه ی مذهبی پدرم و اینکه تازه از اسارت بازگشته بود با گذشت یک دهه از زندگی مشترکشون با مادرم اعتقادی به تشریفات و مبلمان و سرویس های چوبی نداشت و ما به جز کتابخانه های خونگی پدرم وسیله ی چوبی دیگه ای نداشتیم با وجود این که وضعیت مالیمون خوب بود.

اما الان دیگه نمیشه مثل اون زمان زندگی کرد. شما بگید وقتی در حال حاضر خونه ی پدری من هم از حالت ساده زیستی خارج شده و پر است از انواع لوازمات لوکس ، فردا اگر من بخوام ساده زیستی رو در پیش بگیرم چقدر ممکنه مورد نیش و کنایه قرار بگیرم؟ به نظرتون ممکنه که زندگی رو ساده شروع کرد در فضاى امروز جامعه؟؟؟؟

 

 -------------------------------------------------------------------------

 

سلام خداوند بر شما

 

ساده زیستی و ثروت و فقر و تجمل گرایی مفاهیمی نسبی هستند یعنی در دوره های زمانی مختلف تعاریف متفاوتی از آنها در ذهن افراد نقش می بندد به عنوان مثال تا همین چند سال قبل از این و در سالهای قبل از انقلاب اسلامی کچ کاری ساختمان یا نقاشی دیوارها یک کار غیر متعارف و نادر بود و جز در شهرهای بزرگ و افراد متمول شهرها ، کمتر کسی بود که توان زیباسازی فضای داخلی خانه ی خودش را داشته باشد. حتی گاهی کچ کاری ساختمان یا آویختن پرده و مبلمان های چنین و چنان در ذهن مردم کوچه و خیابان نشانه ای بر طاغوتی بودن افراد قلمداد می شد. اما همان طور که ملاحظه می کنید امروز در دور افتاده ترین روستاهای مرزی کشور عزیزمان دیوار خانه های روستایی با کج پوشیده می شوند و کچ کاری شدن خانه به هیچ عنوان نشانه ی تمول و ثروت اندوزی و روحیات طاغوتی نیست.

 

تا همین چند سال قبل داشتن تلفن همراه یک امتیاز ویژه بین افراد متمول و سرشناس جامعه بود اما امروز دور افتاده ترین روستاهای کشور در پوشش سراسری تلفن های همراه هستند و داستان به کلی تغییر کرده است ؛ پس آنچه نباید فراموش کنیم سنجیدن زمان و مکان و البته میزان رفاه عمومی در بین مردم و شناختن فرهنگ عمومی مردم بلاد است ؛ مثلا شاید عموم مردم شهری استفاده از مبلمان را بد بدانند و در خانه هایشان از آن استفاده نکنند اما در شهری مثل شیراز داستان کاملا متفاوت باشد و خط فقر و فرهنگ شهرنشینی با معیارهای دیگری مشخص شود تا جایی که در خانه ی عموم مردم شهر شیراز و حتی افراد فقیر شهر مبلمان دیده شود که در دیگر شهرها به این گونه نیست.

 

آنچه مهم است این است که ما خودمان باشیم و به هیچ وجه ادای دیگران و به خصوص ثروت مندان را در نیاوریم. کسی که در جان خودش غنی باشد و برای رفتارهایش به دنبال الگو گرفتن از رفتارهای افراد جامعه به خصوص ثروت مندان نگردد در این مرحله می تواند مرز و مسیر میانه روی را به خوبی تشخیص داده و گرفتار افراط و تفریط نشود.

 

من مسلمان باید بتوانم خودم باشم و بدون تقلید کورکورانه از غرب و چشم و هم چشمی ، زندگی خودم را نه برای خوش آیند مردم و نظرات آنها ، که برای خوش آیند خدا و مطابق دین مبین اسلام تنظیم کنم و در هر زمان و مکانی ، به همان میزان که خداوند به من وسعت داده است وسایل زندگی راحت خانواده ام را فراهم کنم.

 

در معماری زیبا و شهرسازی قدیم ایران زمین نظیر دارالعباده یزد ، وقتی در کوچه های قدیمی آن قدم می زنید و در یک نگاه بلند ، تمام خانه ها تا انتهای کوچه را برانداز می کنید به هیچ عنوان تشخیص نمی دهید که کدام یک از دو خانه و از دو همسایه زندگی اعیانی ، و کدام یک زندگی معمولی و ساده داشته اند. ایرانیان قدیم ثروتشان را در نمای خانه و در ظواهر ابزار و وسایل نمایان نمی کردند بلکه به جای رخ نمایی در چشم مردم و ظاهرگرایی ، به بهبود کیفیت و آسایش زندگی درون خانه همت می گماشتند و بهترین شکل لوازم راحتی را در حد وسعشان برای اهل خانه فراهم می کردند.

 

ساده زیستی و زهد و تقوا به این معنا نیست که انسان در خانه ای کوچک و تنگ و قدیمی و نامناسب زندگی کند و فرزندانش را در زحمت و سختی بار بیاورد. به قول امیرمومنان: جاهل همیشه در یکی از دو حالت است: یا در افراط و یا در تفریط! آنچه مهم است این است که ما لوازم مورد نیاز و ضروری خودمان و خانواده مان را تهیه کرده و داشته باشیم تا بتوانیم به راحتی و بدون دغدغه خداوند را بندگی کنیم. اما در ابتدا باید به این سوال جواب بدهیم که ضروری چیست و نیاز کجاست؟

 

کسی که معتاد وگرفتار تبلیغات رسانه ها شده باشد نمی تواند نیاز حقیقی خودش را تشخیص بدهد و ناخواسته گرفتار اسراف و تجمل گرایی می شود. رسانه ها برای فروختن کالای کارخانه ها مردم را دچار نیازهای وهمی و خیالی می کنند و برایشان ضرورت های ناخواسته می تراشند. به عنوان مثال می توان تفاوت این دو مدل خرید کردن را ، در خریدی که در دست خریدار لیست خرید است یا خریدی که با پرسه زدن بی هدف در بازارها و برای پول خرج کردن است نشان داد.

 

اگر شما در خرید جهیزیه و لوازم زندگی توجه به همین نکته ی ساده داشته باشید نیمی از لوازم مرسوم جهیزیه ها را اصلا خرید نمی کنید و نیم دیگر را از کالاهای ارزان اما با کیفیت تولید داخل تهیه کرده و زندگی خودتان را با آسایش و سادگی ویژه ای شروع خواهید کرد. پس سادگی و ساده زیستی به معنی استفاده نکردن و نخوردن و با نان و پنیر ساختن نیست. ساده زیستی در هر زمانی مصادیقی دارد که باید بتوانید همان مسیر را تشخیص داده و رعایت کنید.

 

به همین جهت است که اهل بیت عصمت و طهارت که همگی نور واحد و مبلغ یک مسیر نورانی بوده اند ، در زمان گشایش و رفاه عمومی همانند عموم مردم زندگی کرده اند و لباس فاخر به تن کرده و مرکب گران قیمت سوار شده اند و در زمان سختی و تحریم اقتصادی ، بر ساده ترین مرکب که همانا الاغ برهنه بوده سوار شده اند و مانند همه ی مردم نان جو خورده اند. مهم این است که ما بتوانیم حد وسط را پیدا کنیم و به دور از تفاخر و قارون صفتی رفتاری چون اولیای خداوند داشته باشیم. ثروتمندان و مترفین زالو صفت جوامع رفتارهای خاصی دارند که در هر زمان مصداق تجمل گرایی را نشان می دهد و برای مبارزه با چنین رفتارهایی عموم مردم باید بیدار شده و با بصیرت عملی شان از ثروت مندان تبعیت نکرده و قارونی زندگی نکنند.

 

ساده زیستی در دهه چهارم انقلاب به این معنا نیست که جوان ما عینا رفتارهای دهه شصتی و البته دقیق و مطابق زمان و مکان پدر مجاهد و عزیزش را تکرار کند بلکه در دهه پیشرفت و عدالت ، ساده زیستی در خرید کالای ایرانی و دوری از کالاهای خارجی و مارک دار است. سرزنش و کنایه همیشه بوده و هست پس خودتان را با این چنین معیاری برانداز نکنید. امروز شرایط خانواده ها و مردم کشور مانند دهه شصت و هفتاد نیست و رفاه متوسط مردم در سطح بالاتری از آن دوران تعریف می شود. پس لزومی ندارد که عذاب وجدان گرفته و انقلابی گری و مبارزه با آمریکا را در نداشتن سرویس چوب معنا کنید.

 

چرخ کارخانه های هر کشوری با فروش محصولات آنها می چرخد و لازمه ی رونق اقتصادی در کشور ما همانا خرید بدون قید و شرط از کالاهای ایرانی است. ما باید امروز برای تهیه لوازم ضروری خانه هایمان از کالاهای ایرانی استفاده بکنیم تا چرخ اقتصادمان بچرخد و کارگر بیکار هم وطنمان بر سر کار برود.

 

ساده زیستی امروز در نداشتن و استفاده نکردن نیست ؛ در کالای ایرانی خریدن است.




:: مرتبط با: جنگ نرم و قلم و نظامی و..... , خانواده و ازدواج ,
:: برچسب‌ها: انتخاب همسر , جهیزیه , ازدواج , ساده زیستی , کالای ایرانی , ازدواج کردن در دین , چگونگی ساده زیستی ,
ن : مهدی منتظری
ت : 12 شهریور 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
موضوعات
کلیپ ها
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
روی عکس ها کلیک کنید