تبلیغات
بایــد گـفت .... - سال 69 «آقا»فرمودند:چرا «روایت فتح» را قطع كردید
درباره ما
دوستان
آخرین مطالب

 
پیامبر اكرم(ص): بهترین شما نرمخوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

افسران - یادی از یک شهید ...

اواخر سال 69 جمع شورای سیاستگذاری سازمان[صدا و سیما] رفته بودند خدمت «آقا». ایشان اشاره كرده بودند كه از جمله برنامه‌هایی كه برای سال آینده داشته باشید برنامه‌ای باشد مثل برنامه‌هایی كه شب جمعه زمان جنگ پخش می‌شد. چرا برنامه‌هایی كه شبیه برنامه‌ای كه شب جمعه زمان جنگ پخش می‌شد، پخش نمی‌شود و ما حرفمان در مورد جنگ الان باید شروع بشود. همچنان كه پیام عاشورا بعد از عاشورا منتقل شد. یكی از آقایان گفته بود: «روایت فتح»؟ بعد «آقا» گفته بودند بله. من این برنامه را خیلی می دیدم ، چرا آن برنامه را قطع كردید. كلام «آقا» به ما رسید. ما جدی نگرفتیم تا اینكه اول سال 70 كه مجددا شورای سیاستگذاری رفته بودند خدمت «آقا» ایشان فرموده بودند، «روایت فتح» چی شد؟ پیامش كه به ما رسید، ما احساس وظیفه كردیم كه طرحی بنویسیم و ببینیم چه كار می شود كرد. زیاد هم علاقمند نبودیم. فكر نمی‌كردیم مشتاق داشته باشد. بر اساس آن فرمایش طرحی را بر اساس آن شورای 6 نفره نوشتیم و خدمت مقام معظم رهبری فرستادیم. جواب ایشان ما را تكان داد. برای اینكه این مسئله واقعا حكم و تكلیف بود و مرتضایی كه زیر بار فیلم‌سازی نمی‌رفت دوباره حاضر شد برگردد توی تشكیلات ساده، كوچك و مختصر «روایت فتح» به عنوان یك عضو معمولی حضور پیدا بكند، در شرایطی كه جاهای مختلفی مسئولیت داشت. ویژه نامه,شهادت,آوینی,شهید آوینی,اوینی,سید مرتضی آوینی,ویژه نامه شهید آوینی,روایت فتح,دستخط آوینی,زندگینامه آوینی

 

 

تصور مرتضی این بود كه وقتی مجددا «روایت فتح» شروع می‌شود وقت او را نمی‌گیرد و یك مدتی هم افراد دیگر را می‌فرستاد و فقط خودش از دور هدایت می‌كرد اما دید جواب نمی‌دهد. دانست كه تا خودش به عنوان یك كارگردان بلند نشود و همه این چیزها را طلاق ندهد و برود منطقه، هیچ كاری صورت نمی‌گیرد و همین طور هم شد.

هیچ چیزی غیر از حكم تكلیف مقام معظم رهبری نمی‌توانست همچون كاری را بكند كه مرتضی را از تهران جدا كند و توی شرایطی كه این همه كار داشت رها بكند و برود سراغ منطقه و بحث و گفتگو كند. آن هم در شرایطی كه الان را شما در نظر نگیرید كه همه مرتضی را می‌شناسید_ هیچ كس نمی‌شناختش و هیچ كس، تحویلش نمی‌گرفت. باید ساعتها می‌رفت پشت درب یك گروهبان ارتش جنوب می‌ایستاد، كه جوابش را بدهند.

موقعی كه پیغم مقام معظم رهبری رسید تصمیم گرفتیم با بعضی از بچه‌های روایات فتح جمعی را درست كنیم و بحث كنیم كه روایت فتحی كه بعد از زمان جنگ و بعد از پذیرش قطعنامه می‌خواهد ساخته بشود چطور باید باشد. در این جمع من بودم، مرتضی بود، شهید فلاحت‌پور بود، مصطفی دالایی بود و آقای مصطفوی، بعضی اوقات هم آقای عظمائیان. بحث طولانی و مفصلی صورت گرفت كه شش ماه طول كشید. در این جمع مرتضی به تعبیر خودش نقش شیطان را بازی می كرد. همه چیز را نفی می‌كرد. مثلا می‌گفتم ما رفتیم جبهه.می‌گفت: می‌خواستید نروید. می‌گفتیم برای اسلام رفتیم. می‌گفت: می‌خواستید اسلام را انتخاب نكنید. مكتب اصالت شك را به عهده گرفته بود تا مسئله روشن بشود و وقتی كه آماده شد، طرحی باشد كه برای جهان بشریت قابل قبول باشد.




:: مرتبط با: مناسبت ها , شهدا ,
:: برچسب‌ها: روایت فتح , آقا , رهبر , مستند , شهید آوینی , ساخت مستند ,
ن : مهدی منتظری
ت : 20 فروردین 94
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
موضوعات
کلیپ ها
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
روی عکس ها کلیک کنید