درباره ما
دوستان
آخرین مطالب

 
پیامبر اكرم(ص): بهترین شما نرمخوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

  آرام از کنارت می گذرد ، بی صدا ...بدون جلب توجه...

سیاهی رنگ اوست و بو نداشتن ویژگی او..صورتش نمیبینی،اما در مقابل اویی.

 اوست که با سکوت، با تو حرف میزند و به تو می آموزد.....اگر اهلش باشی.

 در اوج کرامت هست و تندیس متانت..

نزدیک،اما دور از دسترس...بی عشوه ولی دلربا...اوست معلم وقار در قله ی بی نیازی..

هر خارو خسی عاشقش نمی شود و زیباییش را هر دلی لمس نمیکند...

او پیش از انتخاب شدن انتخاب میکند و پیش از معشوق شدن عاشق میشود...

با زیرکی گوی عقل را از کنار دیو هوس می رباید....

او همان دختر عفیف و در پس پرده ی حجاب است...

اوست که حیای خدا را به ارث برده است

ونشان داده است که ارزش دمیده شدن روح خدا را در وجودش داشته است ... 

 آری او دختری است شبیه به خدا....



افسران - باور کن


:: مرتبط با: گوهر وجود (حجاب) ,
:: برچسب‌ها: دختر , چادری , نازک , جوراب نازک , دختر چادری محجبه , دختر با حیا , حیا ,
ن : مهدی منتظری
ت : 19 اردیبهشت 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  
ن : مهدی منتظری
ت : 17 اردیبهشت 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  

این مطلب در سایت حرف رک منتشر شد .

افسران - کی گفته جنگ تمومه .....

آنان چفیه داشتند... من چادر دارم....

 

من چادر می پوشم، چادر مثل چفیه محافظ من است...اما چادر از چفیه بهتر است....

 

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...

 

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...

 

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...

 

آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ...من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...

 

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...

 

آنان با چفیه گریه های خود را می پوشاندند... من در مجلس روضه با چادر صورتم را می پوشانم واشک هایم را به چادرم هدیه می دهم...

 

آنان با چفیه زندگی می کردند... من بدون چادرم نمی توانم زندگی کنم...

 

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند... من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم...

افسران - دختری شبیه به خدا...





:: مرتبط با: گوهر وجود (حجاب) ,
:: برچسب‌ها: شهدا , جنگ نرم , حیا , چادر سلاح جنگ نرم , سلاح , جنگ , محجبه ,
ن : مهدی منتظری
ت : 15 اردیبهشت 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خدایا... ما برای تــو تیپ زده ایم، مگر غیر از اینست؟... بگـذار نپسندنمان ، ما را چه به نگـاهِ غیـر؟... 

همین که بوی مادرمان را میدهیم...

همین که بنده یِ خوشتیـپِ توئیم...

همین که لبخن شهیدانت را داریم ...

همین که به عنوان جنس یکبار مصرف شناخته نمیشیم...

همین که بازیچه ی هر کسی نیستیم...

همین که جواب دشمن را با چادرمان میدهیم....

و بالاخره همین که تو را داریم ما را بس.....


افسران - خدایا ما برای تو تیپ زده ایم...






:: برچسب‌ها: خدا , تیپ , حضرت فاطمه س , چادر , بوی مادر , حیا , عفت ,
ن : مهدی منتظری
ت : 6 اردیبهشت 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  

تمــآم ‌ ِ کمـد هـآ را زیــر و رو مـے کنم

 

لبـاس هاے بهارے

 

بارانـے هـآ

 

خانگـے هآ

 

مجلسـے هـآ

 

خستـ‌ه مـے شوم از این همـ‌ه رنگ و مـدل

 

نگـآهـم به تـو گـره کـ‌ه مـی خورد ،

 

آرامــ مـی شوم .

 

ساده بودنت ، دنیــآ مـے ارزد

 

مشکـے ِ آرام ِ من ...





:: مرتبط با: گوهر وجود (حجاب) ,
:: برچسب‌ها: حجاب , مشکی , مجلسی , بهاری , لباس , حیا , مدل ,
ن : مهدی منتظری
ت : 5 اردیبهشت 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  
 

 


 
موضوعات
کلیپ ها
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
روی عکس ها کلیک کنید