درباره ما
دوستان
آخرین مطالب

 
پیامبر اكرم(ص): بهترین شما نرمخوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است.

یکی دوبار که رفت دیدار امام تا چند روز حال عجیبی داشت ساکت بود مینشت و خیره میشد به یه نقطه

میگفت آدم وقتی امام رو میبینه تازه میفهمه اسلام یعنی چی چقدر مسلمان بودن راحته شیرینه

میگفت دلش مثل دریاست هیچ چیز نمیتونه آرامششو بهم بزنه کاش نصف اون صبر وآرامش تو دل مابود .

زین الدین

 




:: مرتبط با: شهدا ,
:: برچسب‌ها: مسلمان , مسلمان بودن , شهدا , زندگی , سبک زندگی , شهید زین الدین , باید گفت ... ,
ن : مهدی منتظری
ت : 19 تیر 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  

حاج احمد متوسلیان به تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۳۲ در تهران متولد شد و ۲۹ سال بعد ، به تاریخ ۱۴ تیر ماه سال ۱۳۶۱ در بیروت، ربوده شد.

 حاج احمد چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران پیوست و نامش در فهرست پاسدارانِ پادگان ولی عصر(صلوات الله علیه) به ثبت رسید. وی در زمستان سال ۱۳۵۸ ، به درخواست شهید محمد بروجردی عازم کردستان شد و مدتی بعد فرماندهی سپاهِ شهر مریوان به ایشان محول گردید.

 شهید احمد متوسلیان تا دو سال فرماندهی سپاه مریوان را بر عهده داشت و در زمستان سال ۱۳۶۰ ، مامور به تاسیس «تیپ ۲۷ محمد رسول الله» (صلوات الله علیه) گردیده و از جبهه ی غرب به جبهه جنوب عازم شد.




:: مرتبط با: شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید , حاج احمد , متوسلیان , به یاد احمد , باید گفت ... ,
ن : مهدی منتظری
ت : 14 تیر 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  

باید یک نفر در سطح فرماندهی نظر میداد کسی در رده بالا . صیاد یا کسی در همین سطح .

 نصف شب بود .قبلا سپرده بود هر ساعتی که کار داشتید بیایید.

 گذاشته بودیم به حساب تعارف دیدم مجبوریم رفتیم در خانه اش منتظر یک قیافه ی خواب آلود و اخمو بودیم .

آمد دم در خندان با روی باز.(روحش شاد و نامش گرامی باد )




:: مرتبط با: شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , شهید , خاطره ای از شهید , صیاد شیرازی , زندگی به سبک شهدا , سبک زندگی شهدا , باید گفت ... ,
ن : مهدی منتظری
ت : 13 تیر 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  


این مطلب درسایت حرف رک منتشر شد .


تابستان ها میرفت سراغ کشاورزان وباغبانان پیری که وضع مالی خوبی نداشتند ودر برداشت محصولشان کمکشان میکرد ودر زمستان ها هم وقتی برف می آمد .میرفت وبرف روی بامشان را پارو میکرد .شهید عباس بابایی 


عباس بابایی شهید بابایی




:: مرتبط با: شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , عباس بابایی , پارو کردن برف , خاطره ای از عباس باباییی , زندگی به سبک شهدا , شهید , باید گفت ... ,
ن : مهدی منتظری
ت : 12 تیر 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  

شب عملیات خیبر بود داشتیم بچه ها رو برای خط مقدم آماده میکریدم حاجی هم دور بچه ها میگشت  و پا به پای ما کار میکرد درگیری شروع شد آتیش عراقی ها هم رو منطقه ی ما بود .

هر چی میگفتیم حاجی شما برگردین عقب یا حداقل برین تو سنگر مگر راضی میشود از اون طرف شلوغی منطقه بود و از این طرف دل نگرانی  ما برای حاجی دور تادورش حلقه زده بودند این جوری یک سنگر درست کرده بودند برای او حالا خیال همه راحت تر بود وقتی فهمید بچه ها برای حفظ او چه نقشه ای کشیده اند بالاخره تسلیم شد چند متر آن طرف تر چند تا نفر بر بود رفت پشت آن ها .

افسران - سنگری از نیرو ها برای فرمانده





:: مرتبط با: شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهدا , حاج ابراهیم همت , خاطراه ای از شهدا , خاطره , سنگری از نیرو , باید گفت ... ,
ن : مهدی منتظری
ت : 11 تیر 93
ارسال به لینکدین   افسران   ارسال به گوگل پلاس  
 

 


 
موضوعات
کلیپ ها
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
روی عکس ها کلیک کنید